بهترین شعرهایی که خوندم


مجموعه شعر

1514

 


نه به آزادی پنج حرف ساده

در انگشت‌های خسته‌ات دلخوشی

و نه از اسارت دست‌های بسته‌ات دلخور

با اینحال

همینکه به خانه‌ات برگردی

جای آخرین مشتت را روی دیوار قاب خواهی کرد





مشت‌ها اما

بهتر از همه می‌دانند

دستی که پارچه‌ای سپید را تکان داده تفنگ را پر می‌کند

و انگشتی که پای صلحنامه خورده ماشه را می‌کشد

- هرچه باشد مشت‌ها

هم‌جنس‌های خودشان را که بهتر از ما می‌شناسند –





همین است که دیگر تعجب نمی‌کنم

اگر انگشت‌های تو بند کفش‌هایت را

در پاگرد خانه‌ات که می‌بندند

در زندان باز کنند

یا مشت‌هایت آن را که دیروز کشته‌اند

امروز

با زنده بادی جان دوباره ببخشند





راستش را بخواهی

دیگر به دست‌های تو هم اعتمادی ندارم

به هیچ‌کس و هیچ‌چیز اعتمادی ندارم

آنقدر که فکر می‌کنم هرکه ایستاده‌ست

پایی برای دویدن ندارد

یا آنکه می‌دود

پاهایش را

از پای جوخه‌ی اعدام دزدیده‌ست.

 

 

 

از : لیلا کردبچه

 

   + محمد رضا محمدی مهر ; ۳:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٥
    پيام هاي ديگران ()

1513

 

در جواب ِ دخترم که پرسید:" چرا مرا به دنیا آوردی؟ "

 

زیرا  سال های جنگ بود

و من نیازمند ِ عشق بودم

برای  چشیدن ِطعم  ِ آرامش.

 

زیرا بالای سی سال داشتم

و می ترسیدم از پژمردن

پیش از شکفتن و غنچه دادن.

 

زیرا طلاق واژه ای ست

تنها برای مردو زن

نه برای مادر و فرزند.

 

زیرا تو هرگز نمی توانی  بگویی:

"مادر ِ سابق ِ من"

حتی وقتی جنازه ام را تشییع می کنی.

 

و هیج چیز، هیچ چیز در این دنیا نمی تواند

میان ِ مادر و فرزند جدایی افکند

نفرت یا مرگ حتی  .

 

و تو بیزاری از من

زیرا تو را به دنیا آورده ام

تنها به خاطر ِ ترسم از تنها ماندن

 

و هرگز مرا نخواهی بخشید

تا  زمانی که خود فرزندی به دنیا آوری

ناتوان از تاب آوردن ِ خاکستر ِ سوزان ِ

                                         رؤیاهاو آرزوهای دور و درازت..

 

 

از : فریده حسن زاده-مصطفوی

   + محمد رضا محمدی مهر ; ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٥
    پيام هاي ديگران ()

1512

 

عمریست مرا تیره و کاریست نه راست

محنت همه افزوده و راحت کم و کاست

شکر ایزد را که آنچه اسباب بلاست

ما را ز کس دگر نمی باید خواست

 

از : عمر خیام

 

   + محمد رضا محمدی مهر ; ٧:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱٧
    پيام هاي ديگران ()

1511

 

باد که می آید

خاکِ نشسته بر صندلی بلند می شود

می چرخد در اتاق

دراز می کشد کنار زن ،

فکر می کند

به روزهایی که لب داشت.

 

 

از : گروس عبدالملکیان

 

   + محمد رضا محمدی مهر ; ۱:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱٧
    پيام هاي ديگران ()

1510

 

در فصل بهار اگر بتی حور سرشت

یک ساغر مـِی دهد مرا بر لب کِشت

هرچند به نزد عامه این باشد زشت

سگ به ز من ار برم دگر نام بهشت

 

از : عمر خیام

   + محمد رضا محمدی مهر ; ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱٧
    پيام هاي ديگران ()

1509

 

اگر مرا دوست نداشته باشی

دراز می‌کشم و می‌میرم

مرگ نه سفری بی‌بازگشت است

و نه ناگهان محو شدن

مرگ دوست نداشتن توست

درست آن موقع که باید دوست بداری

 

 

از : رسول یونان


   + محمد رضا محمدی مهر ; ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱٦
    پيام هاي ديگران ()

1508


دنیا ی کوچکی ست 

تو روز هایت را بر می داری 

با تکه هایی از من 

که ریخته است روی خاک 

من مرزها را 

خط می زنم از کتاب ها 

از موهایم که عاشق بود! 


پدر گفت کوتاهش کن 

اصلا ببر صدای این اسب های لعنتی را 

ما مال این سرزمین نیستیم می فهمی؟ 

من تکه ای از زمین را جابجا کردم 

کمی از خاک های پدر را آوردم 

و ریختم پای شمعدانی ها 

و ریختم روی آسفالت های بدقواره ی این شهر 

و ریختم توی صورت بچه هایی که 

به مادر بزرگ گفتند ارمنی 

ومی خندیدند 

پدر گفت وقتی ریشه هایت جای دیگری باشد 

و بعد ادامه نداد 

من ریشه هایم جایی پیش تو بود 

و شیهه هایم را 

تنها اسب های غریبه دوست داشتند 

اسب هایی که مال هیچ سرزمینی نبودند 

من به ریشه هایم فکر می کردم توی مدرسه 

توی مقنعه 

وقتی که بوی خون 

توی سرود ملی و مارش های پیروزی 

دیوانه ام میکرد 

من فکر می کردم زمین چه قدر ابله است 

که می گذارد تکه تکه اش کنند 

و سیاستمدارها 

که نمی گذارند سربازهای عاشق 

شجاع نباشند در مقابل مرگ 

من حتا پیش خودم فکر می کردم 

حتما توی کله ی خانم مدیر 

گچ ریخته اند 

که می گوید 

جنگ غنیمت است 

و موهای ما به دشمن کمک می کند! 

من دم اسبی ام را باز می کردم توی کلاس 

و اسب ها شیهه می کشیدند 

پدر می گفت 

وقتی ریشه هایت جای دیگری باشد 

من به تو فکرمی کردم که جای دیگری بودی 

و از خون بدت می آمد 

و از سیاستمدارها 

که نمی گذاشتند سربازهای عاشق از جنگ بترسند !

 

 

از : ناهید عرجونی

 

   + محمد رضا محمدی مهر ; ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱٥
    پيام هاي ديگران ()
← صفحه بعد