بهترین شعرهایی که خوندم

مجموعه شعر

636

 

من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم

من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم

یکی از پاپتی هاتم...

آقای کوچیک نواز بنده پرور،

من هنوزم صله گیر چشم بارونی و اون ابر نگاتم...

منو کشتی ، منو کشتی ، منو کشتی

کشته باشی خوش به حالم

من هنوزم که هنوزه یکی از کشته هاتم

من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم

من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم

یکی از پاپتی هاتم...

 

از : محمد صالح علاء


   + محمد رضا محمدی مهر ; ٥:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٩
comment نظرات ()

635

 

شما کهسواد داری ، لیسانس داری ،روزنامه خونی
با بزرگونمی شینی،حرف میزنی،همه چی می دونی
شما کهکله تپره،معلّم مردمگنگی
واسه هر چی که می گن جواب داری ، در نمیمونی
بگو از چیه که من،دلم گرفته؟

راه میرم دلمگرفته، میشینمدلم گرفته 
گریه می کنم ، می خندم ، پا میشم، دلم گرفته
من خودم آدم بودم ، باد زد و حوای منو برد

سوار اسبی بودمکه روز بارونی زمین خورد

عمر من کوه عسل بود ولی افسوس

روزای بد انگشتانگشت اونو لیسید

 بعد نشست تاتهشو خورد ....

 

از : محمد صالح اعلاء


   + محمد رضا محمدی مهر ; ٥:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٩
comment نظرات ()

634

 

شبو خوب می شناسمش
من و شب
قصه داریم واسه هم
من و شب پشت سر روز می شینیم حرف می زنیم!
من و شب،
واسه هم شعر می خونیم
با هم آروم می گیریم
من و شب خلوتمون مقدسه،
من و شب خلوتمون، خلوت قلب و نفسه
خلوت دو همنوای بی کسه
که به اندازه ی زندگی به هم محتاجن

من شبو دوست دارم!
شب منو دوست داره!
من که عاقلا ازم فراری ان
من که دیوونه ی ِ واژه بافی ام
واسه ی شب کافی ام!

وقتی آفتاب می زنه
من کمم !
واسه روز
من همیشه کم بودم!
من و روز
همو هیچ دوست نداریم!
من و روز منتظر یه فرصتیم سر به سر هم بذاریم!
تا که این خورشید تکراری ی لعنتی بره

من و شب خوب می دونیم
ما رو هیچکس نمی خواد!

وقتی خورشید سره
هر کی با روز بده
مایه ی دردسره ... !

 

از : محمد صالح اعلاء


   + محمد رضا محمدی مهر ; ٥:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٩
comment نظرات ()